تبلیغات
روزهای زندگی - گذشته را فراموش کنید

روزهای زندگی

پیر فرزانه ای در جمعی سخن می گفت . لطیفه ای برای حضار تعریف کرد . همه دیوانه وار خندیدند .بعد از لحظه ای ، او دوباره همان لطیفه را گفت . و تعداد کمی از حضار خندیدند و او مجدداً لطیفه را تکرار کرد . تا این که دیگر کسی در جمع به آن لطیفه نخندید . او لبخندی زد و گفت : « وقتی که نمی توانید بار ها به لطیفه ای بخندید ، پس چرا بار ها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مشکلات و خاطرات تلخ گذشته ادامه می دهید ؟! گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید. ..»

منبع :کتاب «من منم ؟!»، متر جم و گرد آور : امیر رضا آرمیون ،نشر ذهن اویز ، چاپ اول ، 1392 ، جلد دوم ، ص 62


نوشته شده در شنبه 9 شهریور 1392 ساعت 08:39 توسط زهرا مصلی نژاد نظرات |


مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک