تبلیغات
روزهای زندگی - توحید و مسأله ی شرور و بدی ها

روزهای زندگی

 

چرا در جهان بدی و بی نظمی وجود دارد ؟ (خالق ناعادل است یا اصلاً وجود ندارد . )

جواب اجمالی شخص متدین به مسئله شرور : لابد مصلحتی در آن است.

فقط برای برخی قانع کننده است که اعتقادشان به نظام عالم آنقدر قوی شده که با برخورد به این مسائل ، خود به خود در ذهنشان جهل خودشان منعکس می شود  .

ماهیت شرور           

تمام بدی ها نیستی است و هستی خیر است . پس هستی ها دو نوع خوب و بد نیستند .

 مثال :مرگ غیر از فقدان حیات چیز دیگری نیست . یا سایه فقدان نوراست .

مثال : کوری بد است .خود کوری فقدان است  .اما آن عملی که منجر به کوری می شود از آن جهت که یک عمل و کار هست "هستی" است .کسی که دیگری را کور میکند این کار نام ظلم به خودش می گیرد و ظلم بد است .

چرا ظلم بد است ؟آیا نیرو داشتن کسی که با کارد چشم شخص را کور می کند بد است ؟آیا اراده داشتن او بد است ؟ حرکت دستش بد است ؟برندگی چاقویش بد است ؟اگر همه ی این ها باشد و منجر به کوری و نیستی نشود آیا بد است و ظلم است ؟ خیر .از آن جهت صفت بدی به خود می گیرد که منتهی به فقدان و نیستی می شود .

ضعف، فقر،جهل و ... بد است چون نیستی است .و تمام هستی هایی هم که منجر به این نیستی بشوند به خاطر رابطه شان با این نیستی ها صفت "بدی "به خود می گیرند .(بقیه در ادامه مطلب)

منبع : کتاب توحید ، نویسنده : استاد مرتضی مطهری

(متن خلاصه شده است اگر جایی دارای ابهام بود می توانید کتاب را خریداری کنید یا به سایت رفته و متن کامل کتاب را در آن بخوانید.)

سوال :ظلمت ها در واقع جاهای خالی عالم است .چرا آن خالق آن ها را پر نمی کند؟(اشکال به حکمت ، عدل و عنایت الهی )

 

 

تفکیک ناپذیری خیر و شر

در عالم ما هستی با نیستی تؤام است و این لازمه ی ذات عالم است . ولی عالم های دیگری وجود دارند که این گونه نیستند (یعنی لازمه ی هستی این نیست .)

اداره ی عالم بر اساس قانون کلی

عالم بر اساس قانون کلی اداره می شود نه جزئی.اراده ی جزئی و شخص شأن یک موجود حادث است که خودش تحت تأثیر عوامل دیگری باشد.

غلبه ی خیر بر شر در نظام عالم

وقتی که باران می بارد و آفتاب متناسب می تابد ، میگوییم امسال سال خوبی شد ، درخت ها همه میوه می دهند .اما اگر یک سال در آن فصلی که درخت ها تازه شکوفه کرده اند سرمای سختی بیاید و میوه ها را سرما بزند ، میگوییم امسال سال بدی است و آن را "بد" حساب می کنیم .این در حالی است که آن سرما هم باید باشد و پیدایش آن سرما در نظام عالم از پیدایش این آفتاب و این گرمی تفکیک پذیر نیست .این که هست آن هم باید باشد .

اگر مجموع نظام عالم خیر باشد آنگاه نمی توانید بگویید که خدا چرا چنین عالمی را آفریده است ؟ چون چنین عالمی در مجموع خودش خیر است . به اصطلاح می گویند که اگر عالم آفریده نمی شد و خیرات عالم به واسطه ی شرورش ممنوع می شد ، منع خیر کثیر به واسطه ی شر قلیل بود . و منع خیر کثیر به واسطه ی شر قلیل ، شر کثیر است .

به حسب فرض اولی ، موجودات یا خیر مطلقند یا شر مطلق . خیر مطلق در عالم طبیعت وجود ندارد .شر مطلق هم هیچ جا وجود ندارد .(موجودی که شر است وجودش برای خودش خیر است و برای شی دیگری شر است .)سه شق دیگر باقی می ماند :یکی این که موجودات خیرشان بر شرشان غلبه کند یا شرشان بر خیرشان غلبه کند و سوم این که خیر و شر کاملا مساوی باشند . در نظام عالم خیر بر شر غلبه دارد .نظام عالم نظام پیشرفت و تکامل است .

اگر بگوییم بدی های این عالم نباشد ، به این معناست که اصلا این عالم ،این عالم نباشد . 

 

 

شباهت مراتب هستی با مراتب اعداد

مراتب هستی مثل مراتب اعداد است .هر عددی مرتبه اش مقوم ذاتش است .یعنی این طور نیست که خودش یک چیز باشد و مرتبه اش یک حالت عارضی برای آن .(مثال : هر کدام از ما جایی که نشسته ایم مقوم ما نیست .یعنی ممکن است من من باشم و جای دیگر نشسته باشم . یعنی این جا ها برای ما یک حالت عارضی است و جدا از اصل وجود ماست .)

عدد 5 مرتبه ای دارد بین 6و4 .آیا معقول است که جای عدد 5 عوض شود ولی خودش باشد ؟مثلا جای 5 عوض شود و بین 15 و 17 قرار بگیرد .آیا این عدد همان 5 است ؟تمام موجودات عالم مرتبه شان مقوم ذاتشان است .مثال : "ما میگوییم اگر من جای سعدی بودم و در شیراز بودم و در قرن 7 زندگی میکردم و.."و این ها را بگویی آنوقت اصلا تو نیستی .

 این نحوه ی هستی آمیخته با نیستی برای موجودات عالم طبیعت مقوم ذاتشان است .

هر صفت رذیله ای فی نفسه خودش برای خودش و برای آن قوه ای که آن را به وجود آورده است ، بد نیست بلکه ازنظر دیگران بد است .مثال : جاه طلبی از نظر قوه ای که به آن وابسته است کمال است ولی برای انسان بد است . از این جنبه که وقتی خیلی رشد کرد ، مانع رشد سایر استعداد ها در او می شود .رشد صفات نفسانی مثل درختی که وقتی خیلی رشد کرد بقیه ی درخت ها راسایه کش می کند . یا چرا زنا بد است ؟آیا از نظر قوه ای که انجام می دهد بد است ؟ خیر .غریزه ای در بشر است و این غریزه اشباع خودش را اقتضا می کند .و از نظر آن غریزه به هر شکل که ارضا بشود خوب است . اما همین زنا منشأ فساد در اخلاق انسانی شخص می شود و اگر هرز شد دیگر دنبال مقامات عالی انسانیت نمی رود و همیشه دنبال اشباع این غریزه است .همچنین از نظر اجتماعی بد است .زیرا باید یک حساب ونظم و مالکیت خاصی در مسائل جنسی باشد .

سؤال:اگر برای جهان خالقی قائل نباشیم این مشکلات قابل توجیه است .

جواب : اگر خالقی نبود اشکال در جای خودش هست و اشکال دیگر محل سؤال ندارد .یعنی دیگر مسئولی در عالم نیست
نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 18:22 توسط زهرا مصلی نژاد نظرات |


مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک