تبلیغات
روزهای زندگی - نظریه ای برای توجیه کردن توجیه !

روزهای زندگی

لئون فستینگر که یک روان شناس بود ، در 1919در بروکلین نیویورک به دنیا آمد و در سال 1989 در گذشت .شاید بتوان گفت که معروف ترین بخش نظریات او ، که هنوز کاربرد فراوان در حوزه های مختلف روانشناسی دارد ، نا هماهنگی شناختی است .
سر آغازی بر نظریه ای تأثیر گذار
پژوهش هوشمندانه ی فستینگر درباره ی ناهماهنگی شناختی توانست نتایج جالبی به همراه داشته باشد .
از آزمودنی ها خواست فعالیتی تکراری و خسته کننده را انجام دهند . فعالیت به شکلی ترتیب داده شده بود که کمتر کسی می توانست از آن لذت ببرد .
در انتهای کار آزمایشگر به آزمودنی می گفت بقیه افرادی که در این آزمایش شرکت داشته اند آن را لذت بخش توصیف کرده اند و سپس از او می خواست ، در ازای دریافت پول ، با شرکت کننده ی بعدی در آزمایش (که در واقع همدست آزمایشگر بود و قصد شرکت در آزمایش را نداشت )صحبت کند و به او بگوید  فعالیت لذت بخشی را باید انجام دهد . در انتهای کار، آزمودنی باید پرسش نامه ای را تکمیل می کرد که در ارتباط با میزان جذابیت فعالیت بود ، افرادی که در ازمایش شرکت کرده بودند به دو گروه تقسیم می شدند ، عده ای در مقابل دروغی که در رابطه با میزان جذاب بودن فعالیت باید می گفتند ، فقط یک دلار و گروه دیگر بیست دلار دریافت می کردند .
افرادی که فقط یک دلار دریافت کرده بودند ، زمان تکمیل پرسش نامه نیز به دروغ گفتن خود ادامه می دادند .نتایج نشان می دهد که آن ها فعالیت را لذت بخش و جالب توصیف می کنند .
 اما در مقابل افرادی که بیست دلار دریافت کرده بودند ، در زمان تکمیل پرسشنامه به نظر می رسید با خود صادقانه تر بر خورد کرده اند و نتایج آن ها مؤید لذت بخش بودن فعالیت نبود.    اما این تفاوت به چه علت ایجاد شده بود ؟
دروغ گفتن قیمت دارد ؟
فستینگر در تبیین این موضوع به نکات جالبی اشاره کرده است . او معتقد بود عدم جذابیت فعالیت از یک سو و تحت فشار قرار گرفتن افراد برای بیان جذاب بودن آن ، باعث می شد آن ها دچار ناهماهنگی شناختی شوند .
اما گروهی که فقط یک دلار دریافت کرده بودند در مقابل تنشی که ناشی از نا هماهنگی شناختی بود ، پاداش قابل قبولی دریافت نمی کردند و نمی توانستند برای خود دروغی را که گفته بودند توجیه کنند، پس برای این که خیال خود را راحت کنند به دروغ گفتن ادامه دادند و طوری رفتار کردند که انگار واقعاً فعالیتی جذاب را انجام داده اند .
اما درمقابل کسانی که پاداش بیست دلاری گرفته بودند دچار تنش کمتری بودند ؛ چرا که به راحتی می توانستند برای خود علت دروغشان را توجیه کنند و آن را به بیست دلار پاداش خود نسبت دهند . در این شرایط آن ها دچار ناهماهنگی شناختی نشدند و نیازی نبود به دروغ گفتن خود ادامه دهند .
فستینگر معتقد بود زمانی که رفتار ما با باورها یا ارزش های ما در تناقض یا تضاد قرار می گیرد در عوض اصلاح رفتار ممکن است   تر جیح دهیم باور خود را عوض کنیم .

بیندیشیم:
شاید یکی از دلایل تأکید بر انجام ندادن خطاهای کوچک در مذهب ما هم همین موضوع باشد . زمانی که گناهی ، ولو به نظر خودمان کوچک ، را انجام می دهیم برای رهایی از تنش ناشی از نا هماهنگی شناختی ، که می تواند خود را به صورت احساس گناه نشان دهد ، بعد از مدتی ممکن است دست به توجیهات گوناگون بزنیم و برای خلاصی از فشار ناشی از آن ، حتی منکر زشتی کار شویم و بدون آن که خود متوجه باشیم دست به تغییر باورها و ارزش های خود ، برای خلاصی از فشار ناشی از آن در موقعیت ها ی آتی ، بزنیم .
از سوی دیگر می توان ادعا کرد شاید تأکید مذهب ما در توبه کردن در اسرع وقت نیز به این مسئله مرتبط است .اینکه پیش از آن که فشار ناشی از عدم نا هماهنگی شناختی ما را به سمت تغییراتی جدید در باور ها ی ما سوق دهد ، از رفتار اشتباه خود توبه کنیم و تصمیم بگیریم تا آن را دیگر تکرار نکنیم .

منبع :مجله ی سپیده دانایی
منبع :عزیزی ، نرگس ، نظریه ای برای توجیه کردن توجیه ، مجله ی سپیده دانایی 1392،شماره 70، ص 119


نوشته شده در جمعه 3 آبان 1392 ساعت 00:09 توسط زهرا مصلی نژاد نظرات |


مرجع قالب وبلاگ در میهن تمپ - طراح قالب : پیچک